جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
577
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
شرح نهائى من راجع به زندگانى خانوادگى است . در خانه ، مداخل همان حق حسابى است كه نوكرها به جيب خود مىريزند ( در خانوادههاى ايرانى معمولا يكى از اعضاء عهدهدار كار نظارت خرج مىشود ) او از هر جنسى كه خريدارى كند يا فرمانى را انجام دهد حق خود را دريافت مىدارد و اين حق را فروشنده دربارهء او مجاز مىپندارد و بنابراين مثلا قيمت جنس را ده درصد يا بيشتر ، كه تفاوت عايد نوكر شود گرانتر مىفروشد و ارباب هم كه از ماوقع آگاه است چارهاى جز اغماض ندارد ، زيراكه مداخل بايد همه كس را نصيب شود و چون خود ارباب به مقياس بالاترى سهم خود را از جاى ديگر بدست آورده است پس چه جاى گله و شكايت ناروا است ؟ تأثير اين رسم در حال روستائيان - هرگاه اين سيستم را از لحاظ تأثيرى كه بر وضع مالى و منافع افراد طبقهء پايين دارد بررسى كنيم شكى نيست كه غير از اخاذى كلان و غيرمجاز عنوانى ندارد و مىتوان وضع دارنده يا جويندهء هر مقامى را در نظر آورد كه ناچار بوده است جهت احراز آن مبلغ سرشارى خرج كند . او پيش از هر كارى اين مبلغ را باز مىستاند ، سپس بايد عايدات مقرر ساليانه را براى خزانهء سلطان يا وزارتخانه وصول كند و همچنين ناگزير است دوام شغل و مقام خود را كه پيوسته در معرض خطر است با پرداختهائى به مقامات بالا تأمين سازد و سرانجام چون از تاريخ عزل خويش آگاه نيست بايد چيزى هم براى روزگار بيچارگى كنار بگذارد و از اينجاست كه برنامهء محاسبهء دامنهدارى از بالا تا پائين جريان مىيابد و هر عنصر ما فوق منظور خود را بر مادون تحميل مىكند و طى اين سير و جريان است كه روستائى بيچاره قربانى نهائى واقع مىشود . در چنين وضع و حالى حيرتآور نيست كه هر شغل و مقامى راه عادى دست - يا بى بر زر و مال مىشود و بسا اتفاق افتاده است كه افرادى در ابتداى كار پشيزى در اختيار نداشتند و اينك در عمارتهاى عالى اقامت و مال و منال فراوان فراهم دارند و از زندگانى شاهوارى برخوردارند و اكثر كسانى كه زندگانى اجتماعى را آغاز مىكنند شعارشان « فرصت را درياب است » . افكار عمومى هم از اين طرز كار انزجارى